X
تبلیغات
من شیشه دلتنگی دلهای غمینم

من شیشه دلتنگی دلهای غمینم





آسمانِ احساس در بهاری ترین فصلش، سینه گرم زمین را از خنکای
 وجودش آبیاری کرد و شکوفا شدن گلی را که شمیم روح انگیزش به
جان های خسته،شادابی می بخشید نوید داد.

کوثری که آفرینش، حیات خویش را از او می جست و جهان، هستی
 خود را وامداراین شاهکار خلقت می دانست.

آری، او فاطمه است؛
ناموس عشق.


بانویی که با تبسّم حیاتش، عرش را زندگی می بخشید و از تلألؤ
رخ تابنده اش،خورشید را در شفق شرمساری پنهان می نمود.

ستاره ای آسمانی که روشنای شبِ تار زمینیان گردید تا مردمان
این سیاره خاکی، شبِ زندگی خویش را بی ستاره پلک نزنند.


ولادت با سعادت سرور بانوان بهشت؛ فخر كائنات

دّر بي همتاي آفرينش ؛ انسيه حـورا، ريحانه دلها

بضعة الـرسـول , نـور دل حیـدر کـرار؛ ام الائمـه

فاطمه زهـراى مرضيه سـلام الله علیها مبارک باد



+نوشته شده در شنبه 30 فروردین1393ساعت15:12توسط [ رگ 124 ] | |

 

آمد محرّم علی و ماه فاطمه

آتش گرفته جان تو از آه فاطمه

 

با ذوالفقارِ خون جگر خورده در نيام

بازآي خون فاطمه خونخواه فاطمه

 

بازآي تا تو روضه بخواني برايمان

با هاي هايِ گريه ي جانکاه فاطمه

 

بي شک سه ماه خوانده تو را با دو چشم تر

بالاي قبر محسن شش ماهه، فاطمه

 

آه از ميان آن در و ديوار شد شروع

بعد از نبي سلوک الي الله فاطمه

 

پشت در و کنار بقيع و به روي ني

معنا شده ست سرِّ فديناه فاطمه

 

محشر، به پاست روضه ي ارباب بي کفن

پيراهني ست کهنه به همراه فاطمه

 

دارد به روی دست، دو دست قلم شده

دستی که در مقام شفاعت علم شده

 

شعر از : یوسف رحیمی

+نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1392ساعت13:46توسط [ رگ 124 ] | |

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1392ساعت13:4توسط [ رگ 124 ] | |

 

من و من و من مقصر بودیم که دختر جوان اینگونه درباره دینش به

قضاوت نشسته بود…

 

 


+نوشته شده در سه شنبه 3 دی1392ساعت11:57توسط [ رگ 124 ] | |


چندی پیش بیشتر سایت های خبری ، خبری با عنوان " توهین باسم کربلایی به رهبر

 انقلاب و اعتراض مردم  " را به همراه فیلمی از آن ، منتشر کردند.

 ( برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید ):

پایگاه خبری تحلیلی پارسینه ، اخبار روز ایران و جهان ظهور 12 و ...

ولی اخبار امروز شبکه های خبری متفاوت بود و باسم کربلایی این خبر را کاملا تکذیب

 کرد ( برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید ).

تی نیوز  ، ادیان نیوز ، اخبار روز ایران و جهان ظهور 12 و ...

بر این اساس در پی ریشه یابی این ماجرا بر آمدیم و با اندکی جستجو اصل فیلم مداحی

 باسم کربلایی را بدست آوردیم ( برای مشاهده بر روی لینک زیر کلیک کنید ) :

ورژن اصلی و دستکاری نشده مداحی ملاباسم کربلایی  

و اصل ترجمه جمله : کسی که برای امام حسین (ع ) سینه نزند دستش ناقص باد .....

و از آنجایی که طبق فرمایشات رهبری نشر تهمت به افراد جرم می باشد ،در اینجا

 لعنت می فرستیم بر تمام وهابیانی که در صدد تخریب چهره خادمان آقا سیدالشهداء

 علیه السلام هستند و پوزش می طلبیم اگر اشتباهی در این مطلب رخ داد .

+نوشته شده در جمعه 1 آذر1392ساعت12:58توسط [ رگ 124 ] | |

 

بوي سيبِ حرم از سمتِ سحر مي آيد

قطعِ اين فاصله از دستِ تو بر مي آيد

 

روز و شب كارِ شما گريه شده مي دانم

باز از دامنتان بويِ جگر مي آيد

 

كاشكي قدر بدانيم جواني ها را

زود بر شاخه در اين فصل ثمر مي آيد

 

 تا نشستيم در اين حلقه سرِ مجلسمان

مادرت دست شكسته به كمر مي آيد

 

روزها سايه نشينِ قَدمش خورشيد است

هر كه در سايه ي اين بيرق اگر مي آيد

 

مي رسد جمعه اي و پيشِ‌تو دم مي گيريم

عاقبت غُربتِ اين جمع به سر مي آيد

 

تا كه آبي بزند بر لبِ ‌لب تشنه ي ما

مادرِ سينه زنان زود ز در مي آيد

 

كفنم پيرهنِ مشكيِ من كاش شود

رنگِ مشكي به كفن هم چقدر مي آيد

 

علت اول دیوانگی ماست حسین

باز از مستيِ ديوانه خبر مي آيد

 

شعر از : حسن لطفی

+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1392ساعت1:0توسط [ رگ 124 ] | |

آقای من تنها در این دور و زمانه

 بار فراقت میکشم بر روی شانه

 

کاری زدستم برنمی آید...ببخشید

جز اینکه صبح جمعه میگیرم بهانه

 

آقا اجازه می دهی تاکه بگویم...

حرف دل خود را به شکل عامیانه

 

مانند اجدادت، تو هم خیلی غریبی

دیگر ندارد شهر ما از تو نشانه

 

خیمه نشین ؛مانند آن خانه نشینی...

که بسته شد دست غیورش ظالمانه

 

هرکس به فکر زندگی و رشدخویش است

فکر سال و دخل و خرج سالیانه

 

کاری به کار تو ندارد آنکسی که

از حرص و آز افتاده بین دام و دانه

 

جای دعا و پند و اندرز و روایت

گردیده گوش ما همه پر از ترانه

 

پیداست آقا،جای عکس جمکرانت

تصویر نامحرم بروی دیوار خانه

 

اینجا فقط با هیزم دنیا و شهوت

از هر وجودی میکشد آتش، زبانه

 

دنیا پرستی باعث آن شد بماند

بر بازوی زهرا نشان تازیانه

 

باید مراقب بود، شیطان در کمین است

میپاشد او بذر گنه را دانه دانه

 

بااین بدی و بی وفایی دارم اکنون

از پیشگاهت التماسی عاجزانه

 

آقا، دعا کن در مسیر تو بمانم

با لطف تو باشم گدای آستانه

 

شعر از :محمد فردوسی

+نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1392ساعت19:53توسط [ رگ 124 ] | |

آی اهل رمضان جا مگذارید مرا

بال من ریخته تنها مگذارید مرا

 

سر مجنون شدنم خار به پایم رفته

باز در کوچه ی لیلا مگذارید مرا

 

 

قطره ای هستم از رود عقب افتادم

در ره وصل به دریا مگذارید مرا

 

 

دست گیرید ز من دست نیندازیدم

پاک بازان به تماشا مگذارید مرا

 

بعد سی روز چو بخشوده نباشم چه کنم؟

باز شرمنده و رسوا مگذارید مرا

 

جان زهرا سند بخشش من را بدهید

این قدر در اگر و شاید و اما مگذارید مرا

 

چقدر دست گرفتی در این یکماهه

بعد از این هم به خودم وا مگذارید مرا

 

گر بنا هست عذابم بکنی حرفی نیست

کاش که در بر زهرا مگذارید مرا

 

قافله ی جان به سوی کرببلا راه افتاد

آی اهل رمضان جا مگذارید مرا

 

**

خواهرش گفت: حسینم ،علی اکبر ،عباس

بین نامحرم و اعدا مگذارید مرا

 

مداحی:حاج منصور ارضی در شب 29 ماه رمضان92

+نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1392ساعت20:28توسط [ رگ 124 ] | |

ای محو تماشای تو چشمان پری ها

از رایحه ات مست تمام سحری ها

 

خون است دل ما ز فراق رخ ماهت

محصول غم عشق تو شد خونجگری ها

 

ای گمشده این دل سرگشته کجائی

بس نیست مگر در طلبت در به دری ها

 

ای همسفر باد صبا نام مرا هم

کن ثبت نگارا به صف همسفری ها

 

با سالک بیچاره بگو راه کدام است

باید که به تو ختم شود رهسپری ها

 

ای یار سحر خیز ، سحر خیز نمایم

محبوب تو باشد سحر و دیده تری ها

 

باید که نمازی به تمنای تو خوانیم

فارغ ز غم نان و تب سیم و زری ها

 

ای کاش برای دل من ازغم عشقت

بالا برود زود تب بهره وری ها

 

شوق نفسی دیدن تو جان به لبم کرد

ما را برهان یار از این جان به سری ها

 

با باد صبا من گله از زلف تو کردم

تا چند بمانیم در این بی خبری ها

 

تا چند کنی ناز برای من مجنون

تا چند کنی جلوه به چشم دگری ها

 

شیرین سخنی گر به سخن لب بگشائی

تعطیل شود کارتمام شکری ها

 

آوای انا المهدی تو از حرم عشق

پایان بدهد بر همه نوحه گری ها

 

 

شعر از : مجتبی روشن روان

+نوشته شده در جمعه 14 تیر1392ساعت15:8توسط [ رگ 124 ] | |

دارد زمان آمدنت دیر می شود

دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه عملم خیره می شوی

اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

کی این دل رمیده ی من هم زهیر وار

در دام چشم های تو تسخیر می شود؟

این کشتی شکسته ی طوفان معصیت

با ذوق دست توست که تعمیر می شود

حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه

با حلقه های زلف تو درگیر می شود

در قطره های اشک قنوت شب شما

عکس ضریح گمشده تکثیر می شود

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست

دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود

 

شعر از :وحید قاسمی

+نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1392ساعت20:10توسط [ رگ 124 ] | |